یک بام و دو هوا

سلام نمی دانم دوستان به یاد دارند روزهایی را که سه کاندیدا در مقابل یک کاندیدا با درد از جگرگاه فریاد برمی آوردند که کشور به درستی مدیریت نمی شود و یکی از نمونه های این سوءمدریت در بخش کشاورزی و واردات بی رویه محصولات کشاورزی است و طرف مقابل با خونسردی همه چیز را انکار می کرد و به پاس برنامه های صدا و سیما اوضاع کشور را بسیار عالی نشان می داد.امروز که 20/8/88 است برنامه اول(صبح عالی مستدام) کشاورزان بینوایی را نشان می داد که از محصولات برباد رفته خود در سال های گذشته و آینده نامعلوم خود سخن می گفتند.آن ها می گفتند که در حالی که مرکبات مازندران می تواند تمام ایران را پوشش دهد چرا باید از خارج میوه وارد کنیم...

حال سوال این است:

1-چرا چند وقت است صدا و سیما به مشکلات کشور پرداخته و دیگر از اوضاع رویایی و ایده آل دوران انتخابات خبری نیست؟

۲-پیدایش این مشکلات به عهده کیست؟

۳-راستی اوضاع ما با پیش از انقلاب چه تفاوتی نموده است؟

4-شما در مورد رییس جمهوری که با این اوضاع مشوش مملکتش با خونسردی دستورالعمل هایش را برای بهبودی وضع جهان در یکی از کشورهای همسایه مطرح می کند چه می اندیشید؟

 

توده

توده ی کوچک

بی شمشیر و بی گلوله می جنگد 

برای نان همه

برای نور و برای سرود.

در گلو پنهان می کند

فریادهای شادی و دردش را،

چرا که اگر دهان بگشاید

صخره ها از هم بخواهد شکافت

 

شعر از:یانیس ریتسوس،از کتاب گزینه یی از اشعار شاعران جهان،ترجمه احمد شاملو

مشاوران شیطانی

ضحاک فرمانروایی است که به داشتن مشاوری بد چون شیطان زبانزد است.بررسی زندگی پادشاهان شاهنامه نشان می دهد که پادشاهان نیک مشاوران و اطرافیانی نیک داشته اند و پادشاهان بد مشاورانی شیطان صفت. شیطان هایی که برای رسیدن به اهداف خود از هیچ چیز و هیچ کاری رویگردان نیستند حتی اگر مجبور شوند چون شیطان داستان ما در لباس خوالیگری به قدرت نزدیک شده و در این لباس به چاپلوسی و پیش بردن افکار و اهداف خود بپردازند.فرمانروایان نادان هم که تا پیش از رسیدن به قدرت خود را خادم مردم معرفی می نمایند همین که به دام این چاپلوسان شیطان صفت افتادند دیروز خود را از یاد برده و ماران را به جان مردم بی دفاع می اندازند. از زبان فردوسی داستان ضحاک و شیطان را بشنویم بهتر است:

جوانی برآراست از خویشتن  سخن گوی و بینادل و رای زن

همیدون به ضحاک بنهاد روی   نبودش به جز آفرین گفت و گوی

بدو گفت اگر شاه را در خورم    یکی نامور    پاک      خوالیگرم

چو بشنید ضحاک بنواختش      ز بهر خورش جایگه   ساختش

کلید خورش خانه پادشا        بدو    داد دستور         فرمانروا

 

شیطان ضحاک را در ابتدا غذاهای ساده ای چون زرده تخم مرغ و مانند آن می داد:

خورش زرده خایه دادش نخست  بدان داشتش یک زمان تندرست

بخورد و برو آفرین کرد سخت  مزه یافت خواندش ورا نیک بخت

چنین گفت ابلیس نیراگ ساز  که شادان زی ای شاه گردن فراز

که فردات ازان گونه سازم خورش  کزو باشدت سر به سر پرورش

برفت و همه شب سگالش گرفت که فردا ز خوردن چه سازد شگفت

خورش ها ز کبک و تذرو سپید  بسازید و آمد دلی پرامید

شه تازیان چون بنان دست برد سر کم خرد مهر او را سپرد

با توجه به اشعار بالا می توان به دو نکته پی برد:1.فردوسی با آن که ضحاک در این قسمت از داستان بر ایران حکومت می کند اما باز هم وی را شاه تازیان می خواند و نه ایرانیان.2.حاکمان اندک اندک در دام چاپلوسان و خونخوران گرفتار شده و مانند آن ها می گردند.

خلاصه آن که شاه کم خرد دل به مهر شیطان می دهد و شیطان به چاپلوسی از وی رخصت بوسه زدن بر کتف های ضحاک را می خواهد و عاقبت از جای بوسه او:

دو مار سیه از دو کتفش برست  غمی گشت و از هر سوی چاره جست

...

ریش بز

سلام.چند وقتی بود که دستم برای نوشتن پیش نمی رفت.شاید دل و دستم یکی شده بودند.

دیروز سیزده آبان بود.دخترم که از مدرسه آمد گفت که با صدای خیلی خیلی بلند گفته اند"مرگ بر آمریکا".او کلاس دوم دبستان است و چندان چیزی از این شعار نمی فهمد هرچند من که مادرش هستم نیز چیزی از این شعار نمی فهمم.نمی دانم که به قول آقای زیبا کلام؛آمریکا به چه چیز ما حسودیش می شود!!! و کسی هم پیدا نکرده ام که جواب قانع کننده ای داشته باشد.چرا مردم ژاپن و چین که دو رقیب سرسخت آمریکا هستند به خیابان ها نمی آیند و هی مرگ بر آمریکا سر نمی دهند و یا چرا مردم هند و روسیه و فرانسه و عربستان و کویت و عراق وصدها کشور دیگر.و از همه مهم تر چرا مردم آمریکا یک بار نگفته اند مرگ بر خودتان.

کافی است شما یک روز پای صحبت کارشناسانی بنشینید که شبکه خبر جمهوری اسلامی می آورد(من چند وقتی است این کار را برای حرص و جوش بیشتر می کنم) کارشناسانی که از غربال صدا و سیما هم رد شده اند؟!!

_متاسفانه از لحاظ بهداشت و بیمارستان ها در وضع خوبی نیستیم

_مدارس ما از لحاظ علمی و هم از لحاظ وضعیت ظاهری با استانداردها بسیار فاصله دارند.

خودروسازی مان نقص فراوان دارد

_دانشگاه ها که در حد صفر.با حداقل ها می سازد.(به اسلامی بودن دانشگاه هایمان می نازیدیم که آن هم اخیرا زیر سوال رفت و باید محتوای درس ها تغییر کند.

 

من فکر می کنم این" آمریکا" همان ریش بز است.

می گویند در زمان های گذشته مردی بود که می خواست کیمیا گری بیاموزد به نزد فردی که در این زمینه ادعا داشت رفت.استاد به او گفت این فرمول کیمیا گری و راز و رمز آن را به تو یاد می دهم اما یادت باشد زمانی که از ان اسفاده می کنی به یاد ریش بز نیفتی.فکر می کنید چه شد؟مرد بیچاره سال های سال بی آن که بخواهد به یاد ریش بز می افتاد و هیچ گاه به کیمیا دست نیافت.تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل.