من ایرانی ام
آی آدم ها
که در ساحل نشسته شاد و خندانید
یک نفر در آب دارد می سپارد جان
سلام دوستان.من معصومه راستی هستم متولد ایران. اهل ترکیه و آمریکا و انگلیس و افغانستان و روسیه و فرانسه و جاماییکاو عربستان و...نیستم.متولد خاک پاک ایرانم.کشورم را دوست دارم و از خدا می خواهم که سال ها و قرن ها این کشور آباد و آزاد باشد.چون اهل ایرانم فکر می کنم این حق را داشته باشم که درباره ی کشورم سخن بگویم.راستش کمی نه،خیلی زیاد دلم گرفته است.امروز شنیدم که آقای آرمین را هم دستگیر کرده اند من زیاد اهل سیاست نیستم و آقای آرمین را هم از زمانی بیشتر شناختم که در سال 84 یا 85 بود که در دانشگاه کاشان برای سخنرانی آمده بودند. ایشان در هنگام سخنرانی با آن که موافق وضع موجود نبودند اما فحاشی و بدگویی و بدزبانی نمی کردند.ایشان به گونه ای آرام و با جدیت به سوالات و موارد مطرح شده سخن می گفتند و با آن که افرادی که موافق افکار و سخنانشان نبودند شروع به سرو صدا و توهین کرده بودند اما او به روال ابتدای جلسه هم چنان سعی می کردند که به صورت منطقی پاسخ گو باشند.حال دوست دارم دقیقا بدانم که ایشان به چه دلیل دستگیر شده اند.فکر می کنم این حق من و همه ی کسانی است که در این کشور زندگی می کنند.همه ی ما که نمی توانیم مثل هم بیاندیشیم انسان ها گوناگون و با افکار گوناگون آفریده شده اند فکر نمی کنم هیچ کس موافق این حرف باشد که همه به یک صورت بیاندیشند. خواهش می کنم یک نفر به من پاسخ بگوید.آیا زمانی خواهد رسید که همه ی ما روبات وار طبق یک برنامه بیاندیشیم.این چه فضای لعنتی است که پیش آمده، به محضی که انسان دهان باز می کند و درباره ی معمول ترین اتفاقات جامعه سخن می گوید صدها انگشت بر دهان ها فرود می آید و تو را به سکوت می خواند.دلم گرفته است خواهش می کنم کسی پاسخی به سوال من بدهد..
در این وبلاگ اصل بر شاهنامه خوانی است اما گاه گاهی درباره ی موضوعات دیگر نیز سخن به میان می آید